السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

59

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

يافت و شهرتى چشم گير به هم رسانيد و در كتاب‌هاى زبان ثبت و در تدريس مورد استفاده قرار گرفته است . اما زمان فتوح صدر نخستين اسلام رسم بر اين نبود تا در حماسه‌هاى خود نامى از زيد و عمرو برده شود ؛ بلكه روى سخن با كنيزكان خويش ، يا قبيله و خانواده خود برده است . ابن عساكر قطعه سوم حماسه‌هاى مزبور را در نبرد يرموك نيز از قول سيف در كتاب « تاريخ دمشق » خود نقل كرده ، و ابن كثير هم همان‌ها را در تاريخ خويش ثبت كرده است . ما اين مطالب را با اين كيفيت جز نزد سيف جاى ديگرى نيافتيم ، در صورتى كه اخبار صحيح و متواترى از راويان ديگر در نبرد يرموك در دست است و ابن عساكر نيز آنها را در تاريخش ، و بلاذرى در « فتوح البلدان » خود آورده‌اند و همگى آنها با روايات سيف مغايرت دارند . اما طبرى روايات سيف را در خبر يرموك نقل كرده ولى حماسه‌هاى آن را به موجب عادتش نياورده است . بررسى سند روايات داستان يرموك ابن عساكر سند داستان سيف را در نبرد يرموك در تاريخ خود نوشته است تا پيرامون وجود يا عدم چنان راويانى به بحث و بررسى بپردازيم . كنكاش در اين داستان اشعار حماسى مردى چون ابو مفزر را تنها نزد سيف مىتوان يافت ، در صورتى كه ديگران نه ابو مفزر را مىشناسند و نه از اشعار حماسى او خبر دارند . و چنان چه به اشعار حماسى و سخنان سيف دقيق شويم به سادگى درك مىشود كه سيف در مقام آن است كه خود را از يك آواى رنج دهندهء درونى رهايى بخشد و تعصبات قبيل‌اى خود را با سر هم كردن چنان اشعارى تسكين دهد و افتخارى را براى قبيله و تيرهء خود « تيرهء بنى عمرو » در جامعه نثبيت كند . توجه كنيد او مىگويد : عمرو و زيد مىدانند كه عشاير و قبايل عرب چون از سطوت و جبروت ما بيمناك شوند ، از وحشت جا خالى كنند و ما به سادگى به سرزمين آنها دست يابيم . اين ما هستيم كه با سر افرازى و افتخار ، كشورهاى عراق و شام را يكى پس از ديگرى به تصرف خود در آورده آن جاها را پشت سر گذاشته و پيش رفته‌ايم .